بنظر شما اینطور نیست؟

 

وقتی من یك كاری را دیر تمام می‌كنم،

من كند هستم.


وقتی رئیسم كار را طول دهد،

او دقیق و كامل است.

 

وقتی من كاری را انجام ندهم،

من تنبل هستم.


وقتی رئیسم كاری را انجام ندهد،

او مشغول است.

 

 

رییس ،کارگر،کارمند،من،تو،کار،دفتر،دوست،دوستی،دشمن،خوب،بد،عشق،صمیمی،صمیمانه ،

 

 

وقتی كاری را بدون اینكه از من خواسته شود انجام دهم،

من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.


وقتی رئیسم این كار را كند،

او ابتكار عمل به خرج داده است.

 

وقتی من سعی در جلب رضایت رئیسم داشته باشم

، من چاپلوسم.


وقتی رئیسم، رئیسش را راضی نگاه دارد،

او همكاری می‌كند.

 

 

رییس ،کارگر،کارمند،من،تو،کار،دفتر،دوست،دوستی،دشمن،خوب،بد،عشق،صمیمی،صمیمانه ،

 

 

وقتی من اشتباهی كنم،

من نادان هستم.


وقتی رئیسم
اشتباه كند،

او مانند دیگران یك انسان است.

 

وقتی من در محل كارم نباشم،

من در گشت‌زدن هستم.


وقتی رئیسم در دفترش نباشد،

او مشغول انجام امور سازمان است.

 

رییس ،کارگر،کارمند،من،تو،کار،دفتر،دوست،دوستی،دشمن،خوب،بد،عشق،صمیمی،صمیمانه ،


 

 

وقتی من یك روز مرخصی استعلاجی داشته باشم،

من همیشه مریض هستم.


وقتی رئیسم در مرخصی استعلاجی باشد،

او حتماً خیلی بیمار است.

 

وقتی من مرخصی بخواهم،

باید یك جلسه دلیل و توجیه بیاورم.

 

 

رییس ،کارگر،کارمند،من،تو،کار،دفتر،دوست،دوستی،دشمن،خوب،بد،عشق،صمیمی،صمیمانه ،

 

 

وقتی رئیسم به مرخصی برود،

باید می‌رفت چون خیلی كار كرده است.

 

وقتی من كار خوبی انجام می‌دهم،

رئیسم هرگز به خاطر نمی‌آورد.


وقتی من كار اشتباهی انجام دهم،

رئیسم هرگز فراموش نمی‌كند...