این است حقیقت ،انکارش مکن دوست من!!
از صلح می گویند
یا از جنگ می خوانند؟!
دیوانه ها آواز بی آهنگ می خوانند
گاهی قناری ها اگر در باغ هم باشند
مانند مرغان قفس دلتنگ می خوانند
کنج قفس می میرم و این خلق بازرگان
چون قصه ها مرگ مرا نیرنگ می دانند
سنگم به بد نامی زنند اکنون ولی روزی
نام مرا با اشک روی سنگ می خوانند
این ماهی افتاده در تنگ تماشا را
پس کی به آن دریای آبی رنگ می خوانند
یا از جنگ می خوانند؟!
دیوانه ها آواز بی آهنگ می خوانند
گاهی قناری ها اگر در باغ هم باشند
مانند مرغان قفس دلتنگ می خوانند
کنج قفس می میرم و این خلق بازرگان
چون قصه ها مرگ مرا نیرنگ می دانند
سنگم به بد نامی زنند اکنون ولی روزی
نام مرا با اشک روی سنگ می خوانند
این ماهی افتاده در تنگ تماشا را
پس کی به آن دریای آبی رنگ می خوانند
+ نوشته شده در شنبه هشتم آبان ۱۳۸۹ ساعت 22 توسط kiana parsa
|