ز اول قرار گذاشته بودیم که فقط کاغذ می‌تواند سنگ را بغل‌کند، اما بعد قیچی آمد و کاغذ را برید. سنگ هم قیچی را زد. خودش تنها ماند. بردندش برای لِی لِی.

(نفیسه طوسی)